دسته‌ها
دانستنی های فیزیک نجوم و کیهان

پارادوکس اولبرس چیست؟ چرا آسمان شب تاریک است؟


 

اگر شب به آسمان نگاه کنید، میان ستاره‌ها بخش بزرگی از آسمان کاملاً تاریک به نظر می‌رسد. این موضوع در نگاه اول کاملاً طبیعی است؛ بالاخره خورشید غروب کرده و دیگر نور مستقیمی از خورشید به آسمان نمی‌تابد، اما اگر کمی دقیق‌تر به مسئله نگاه کنیم، یک سؤال عجیب به وجود می‌آید: اگر جهان پر از ستاره است، چرا آسمان شب تاریک است؟ اگر تعداد ستاره‌ها بسیار زیاد باشد و در همه‌جای جهان پراکنده باشند، به نظر می‌رسد هر خط دیدی که از چشم ما به آسمان می‌رود، باید در نهایت به یک ستاره برسد. در این صورت، به جای آسمان تاریک، باید یک آسمان کاملاً روشن داشته باشیم. این مسئله به پارادوکس اولبرس (Olbers’ Paradox) معروف است و یکی از پرسش‌های جالب در تاریخ کیهان‌شناسی به شمار می‌رود.

در این مقاله بررسی می‌کنیم که پارادوکس اولبرس دقیقاً چیست، چرا توضیح «ستاره‌های دور کم‌نورند» برای حل آن کافی نیست و چگونه سن محدود جهان، انبساط کیهان و انتقال به سرخ به حل این معما کمک می‌کنند.

پارادوکس اولبرس چیست؟

برای فهم پارادوکس اولبرس، ابتدا یک جهان فرضی را در نظر بگیرید.

فرض کنید:

  • جهان بسیار بزرگ یا حتی بی‌نهایت باشد؛
  • ستاره‌ها تقریباً به‌طور یکنواخت در فضا پراکنده باشند؛
  • جهان ازلی باشد؛
  • و جهان در حال انبساط نباشد.

حالا به یک نقطه از آسمان نگاه کنید.

اگر در امتداد خط دید خود به اندازه‌ی کافی دور شویم، بالاخره باید به یک ستاره برسیم. اگر آن ستاره خیلی دور باشد، باز هم می‌توانیم فاصله را بیشتر کنیم و ستاره‌های بیشتری پیدا کنیم.

در یک جهان بی‌نهایت و پر از ستاره، ظاهراً هیچ خط دیدی نباید بتواند بدون برخورد با یک ستاره تا بی‌نهایت ادامه پیدا کند.

در نتیجه، هر نقطه از آسمان باید در نهایت با سطح یک ستاره پوشیده شود.

اگر این فرض‌ها درست باشند، آسمان شب باید بسیار روشن باشد؛ حتی می‌توان گفت از نظر درخشندگی سطحی باید چیزی شبیه سطح یک ستاره باشد.

اما آسمان شب تاریک است.

این همان تناقض ظاهری است که به آن پارادوکس اولبرس می‌گوییم.

 پارادوکس اولبرس چیست؟ چرا آسمان شب تاریک است؟

چرا نام آن پارادوکس اولبرس است؟

این مسئله پیش از اولبرس نیز مورد توجه دانشمندانی مانند یوهانس کپلر و ادموند هالی قرار گرفته بود.

اما در سال ۱۸۲۳، ستاره‌شناس آلمانی هاینریش ویلهلم اولبرس (Heinrich Wilhelm Olbers) این مسئله را به‌طور جدی مطرح کرد.

ایده‌ی اصلی بسیار ساده بود:

اگر جهان پر از ستاره باشد و ستاره‌ها تا بی‌نهایت ادامه داشته باشند، چرا هر طرف که به آسمان نگاه می‌کنیم، در نهایت به یک ستاره نمی‌رسیم؟

بنابراین، نام اولبرس با این مسئله گره خورد و امروزه آن را Olbers’ Paradox یا پارادوکس اولبرس می‌نامیم.

چرا ستاره‌های دور مشکل را حل نمی‌کنند؟

شاید اولین پاسخی که به ذهن برسد این باشد:

ستاره‌های خیلی دور آن‌قدر کم‌نور هستند که دیگر نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم.

این جمله به‌خودی‌خود درست است.

هرچه از یک ستاره دورتر شویم، نور کمتری از آن به ما می‌رسد. شدت نور دریافتی از یک منبع نقطه‌ای با مربع فاصله کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین یک ستاره‌ی بسیار دور می‌تواند بسیار کم‌نور باشد.

اما مشکل پارادوکس اولبرس اینجاست که با افزایش فاصله، تعداد ستاره‌ها هم افزایش پیدا می‌کند.

برای ساده‌تر شدن مسئله، یک پوسته‌ی کروی فرضی در فاصله‌ی مشخصی از زمین در نظر بگیرید.

مساحت یک کره با مربع شعاع افزایش پیدا می‌کند:

A=4πr²

اگر چگالی ستاره‌ها تقریباً ثابت باشد، تعداد ستاره‌های موجود در این پوسته نیز متناسب با (r²) افزایش پیدا می‌کند.

از طرف دیگر، نور دریافتی از هر ستاره با (½r) کاهش پیدا می‌کند.

بنابراین تقریباً داریم:

افزایش تعداد ستاره‌ها ∝ (r²)

و

کاهش نور هر ستاره ∝ (½r)

این دو اثر تقریباً یکدیگر را خنثی می‌کنند.

پس در مدل ساده‌ی یک جهان ایستا و بی‌نهایت، نمی‌توانیم صرفاً بگوییم ستاره‌های دور آن‌قدر کم‌نورند که آسمان تاریک می‌شود.

 

آیا ممکن است نور ستاره‌های دور هنوز به ما نرسیده باشد؟

یک پاسخ بهتر این است:

شاید نور ستاره‌های بسیار دور هنوز فرصت نکرده به زمین برسد.

نور با سرعت محدودی حرکت می‌کند و جهان نیز سن محدودی دارد.

سن جهان حدود ۱۳٫۸ میلیارد سال است. بنابراین ما نمی‌توانیم نور هر نقطه‌ای از یک جهان نامحدود را ببینیم؛ تنها بخش محدودی از کیهان در افق قابل مشاهده‌ی ما قرار دارد.

این موضوع واقعاً بخشی از مشکل را حل می‌کند.

اما هنوز یک سؤال مهم باقی می‌ماند.

اگر به گذشته‌ی بسیار دور نگاه کنیم، به زمانی می‌رسیم که جهان هنوز بسیار جوان بود.

در آن زمان ستاره‌ها و کهکشان‌های امروزی هنوز شکل نگرفته بودند، اما جهان اولیه بسیار داغ و چگال بود.

پس با یک سؤال جدید روبه‌رو می‌شویم:

اگر نور ستاره‌های دور هنوز به ما نرسیده، تکلیف نور و تابش جهان اولیه چیست؟

جهان اولیه چه شکلی بود؟

در نخستین دوره‌های تاریخ کیهان، جهان بسیار داغ و چگال بود.

ماده در شرایطی قرار داشت که الکترون‌ها و هسته‌ها نمی‌توانستند به‌سادگی اتم‌های پایدار تشکیل دهند. جهان در این دوران پر از پلاسمای داغ بود.

اما یک مشکل وجود داشت:

پلاسما برای نور محیط شفافی نیست.

فوتون‌ها مرتب با ذرات باردار برهم‌کنش داشتند و نمی‌توانستند آزادانه در فضا حرکت کنند.

با گذشت زمان، جهان منبسط و سردتر شد.

حدود ۳۸۰ هزار سال پس از آغاز کیهان، دما به اندازه‌ای کاهش پیدا کرد که الکترون‌ها و هسته‌ها توانستند اتم‌های خنثی تشکیل دهند.

از این زمان به بعد، جهان برای نور بسیار شفاف‌تر شد.

فوتون‌هایی که در آن دوران آزاد شدند، تا امروز در حال حرکت‌اند.

این نور باستانی را امروز به صورت تابش زمینه کیهانی یا Cosmic Microwave Background (CMB) مشاهده می‌کنیم.

 پارادوکس اولبرس چیست؟ چرا آسمان شب تاریک است؟

پس چرا تابش جهان اولیه را با چشم نمی‌بینیم؟

اینجا یکی از مهم‌ترین قسمت‌های حل پارادوکس اولبرس قرار دارد:

انبساط جهان.

جهان فقط در حال حرکت دادن کهکشان‌ها نسبت به یکدیگر نیست؛ در مقیاس‌های کیهانی، خود فضای بین اجرام نیز در حال گسترش است.

این انبساط روی نور در حال حرکت در کیهان اثر می‌گذارد.

وقتی نور در طول میلیاردها سال از میان یک جهان در حال انبساط حرکت می‌کند، طول موج آن کشیده می‌شود.

در نتیجه:

طول موج بیشتر → فرکانس کمتر → انرژی کمتر

این پدیده را انتقال به سرخ کیهانی (Cosmological Redshift) می‌نامیم.

انتقال به سرخ کیهانی چیست؟

در اثر دوپلر، تغییر حرکت نسبی منبع و ناظر می‌تواند باعث تغییر فرکانس مشاهده‌شده‌ی موج شود.

اما انتقال به سرخ کیهانی را نباید صرفاً با اثر دوپلر معمولی یکی دانست.

در مقیاس کیهانی، انبساط خود فضا باعث می‌شود طول موج نور در طول مسیر کشیده شود.

به زبان ساده، می‌توان تصور کرد که موج نور در حین عبور از کیهان در حال انبساط، «کشیده» می‌شود.

به همین دلیل، نور جهان اولیه که زمانی در طول موج‌های کوتاه‌تر قرار داشت، امروز عمدتاً در محدوده‌ی امواج مایکروویو مشاهده می‌شود.

و چون چشم انسان به امواج مایکروویو حساس نیست، ما این تابش را به صورت نور مرئی نمی‌بینیم.

تابش زمینه کیهانی یا CMB چیست؟

CMB مخفف Cosmic Microwave Background به معنای «تابش زمینه کیهانی» است.

این تابش یکی از مهم‌ترین شواهد تجربی درباره‌ی جهان اولیه است.

تابش زمینه کیهانی تقریباً از تمام جهات آسمان به ما می‌رسد.

بنابراین یک نکته‌ی جالب درباره‌ی پارادوکس اولبرس آشکار می‌شود:

آسمان واقعاً از همه‌جا کاملاً خالی از تابش نیست.

در واقع، کل آسمان در طول موج‌های مایکروویو می‌درخشد.

اگر چشم انسان می‌توانست تابش مایکروویو را ببیند، آسمان شب ظاهر بسیار متفاوتی داشت.

اما چشم ما فقط بخش کوچکی از طیف الکترومغناطیسی را می‌بیند؛ محدوده‌ای که به آن نور مرئی می‌گوییم.

 پارادوکس اولبرس چیست؟ چرا آسمان شب تاریک است؟

چرا آسمان شب تاریک است؟

اکنون می‌توانیم پاسخ را جمع‌بندی کنیم.

اگر جهان یک جهان ازلی، ایستا و پر از ستاره بود، انتظار داشتیم آسمان شب بسیار روشن باشد.

اما جهان واقعی چنین ویژگی‌هایی ندارد.

جهان سن محدودی دارد و ما تنها بخش محدودی از تاریخ و فضای کیهان را می‌توانیم مشاهده کنیم.

از طرف دیگر، جهان در حال انبساط است و این انبساط باعث کشیده شدن طول موج نور در طول مسیر می‌شود.

در نتیجه، بخش مهمی از تابشی که از جهان اولیه به ما می‌رسد، دیگر در محدوده‌ی نور مرئی نیست و عمدتاً در محدوده‌ی مایکروویو قرار دارد.

بنابراین تاریکی آسمان شب فقط به این معنا نیست که «ستاره‌ها کم هستند» یا «نور ستاره‌های دور به ما نمی‌رسد».

تاریکی آسمان شب نتیجه‌ی مهمی از ویژگی‌های واقعی جهان، یعنی سن محدود کیهان و انبساط آن است.

و جالب‌تر اینکه همین تاریکی ظاهری، خودش یکی از سرنخ‌هایی است که به ما می‌گوید جهان نمی‌تواند یک جهان ابدی و ایستا باشد.

پارادوکس اولبرس در یک جمله

اگر بخواهیم تمام بحث را در یک جمله خلاصه کنیم:

در یک جهان بی‌نهایت، ازلی و ایستا که پر از ستاره باشد، آسمان شب باید روشن باشد؛ اما سن محدود جهان و انبساط کیهان باعث می‌شوند آسمان آن‌طور که در مدل کلاسیک اولبرس انتظار داریم روشن نباشد.


ویدیوی توضیح پارادوکس اولبرس

در این ویدیو، پارادوکس اولبرس را از سؤال ساده‌ی «چرا آسمان شب تاریک است؟» شروع می‌کنیم و مرحله‌به‌مرحله به نقش انبساط جهان، انتقال به سرخ کیهانی و تابش زمینه کیهانی می‌رسیم.

مشاهده ویدیو در یوتیوب | مشاهده ویدیو در آپارات


جمع‌بندی

پارادوکس اولبرس نمونه‌ی زیبایی از این است که یک سؤال ساده درباره‌ی چیزی که هر شب می‌بینیم، می‌تواند ما را به مفاهیم عمیق کیهان‌شناسی برساند.

وقتی می‌پرسیم «چرا آسمان شب تاریک است؟»، در واقع داریم درباره‌ی سن جهان، تاریخ کیهان، انبساط فضا، انتقال به سرخ و تابش زمینه کیهانی سؤال می‌کنیم.

به همین دلیل پارادوکس اولبرس فقط یک معمای تاریخی نیست؛ بلکه راهی جذاب برای فهمیدن این نکته است که چرا تصور یک جهان ابدی و ایستا با چیزی که امروز از کیهان می‌دانیم سازگار نیست.




از کبیری

مصطفی کبیری کناری متولد سال ۱۳۶۷ در شهرستان فریدونکنار (استان مازندران) ، دبیر فیزیک رسمی آموزش و پرورش شهرستان فریدونکنار، کارشناسی رشته دبیری فیزیک در دانشگاه مازندران هستم . هدف از ایجاد این سایت برای من ، ایجاد یک محیطی آموزشی کارآمد است که در آن دانش آموزان بتوانند فیزیک را به صورت پایه ای و مفهومی بیاموزند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *